آقای مارو از قفا با دشنه کشتن
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن62
بازدید19.9K
آقای ما رو از قفا، با دشنه کشتن آقای ما رو با لبای تشنه کشتن با تیغ و نیزه جسمش و صد چاک کردن آخر دهاتیها تنش رو خاک کردن جای یه خنجر، رو حنجرش بود جای هزاران زخم روی پیکرش بود هم خواهرش بود، هم مادرش بود چشم یه ملعونی پی انگشترش یود مظلوم حسینم... روضه نمیخواهد تنی که سر ندارد قربان آن آقا که انگشتر ندارد یک جای سالم در همه پیکر ندارد جایی برای بوسهی مادر ندارد رو خاک صحرا، افتاده بیهوش پیش چش زهرا لگد میزد به پهلوش تا که رسیده، خنجر به گردن جن و ملک، خون گریه کردن مظلوم حسینم...