نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

آفتاب غرور ایلت را با نگاهت به جنگ شب بردی زخم های جمل دهن وا كرد تا كه نام علی به لب بردی تا كه حرف علی وسط آمد تازه شد داغ نهروانی ها دشت در دشت در كمین بودند فتنه ها، كینه ها، تبانی ها مكر صفین نقشه ای رو كرد تا دوباره سقیفه بُرد كند لشگر ظلم كوچه ای وا كرد تا علی را دوباره خُرد كند كوفه از خشكی لبت دانست مست صهبای كوثری هستی نیزه از عمد زد به پهلویت چون كه فهمید مادری هستی
هنوز نظری ثبت نشده