نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(آفتاب سایهسار من بی تاب یه اشاره من) ۲ رحمی به حال زار من (ای صاحب اختیار من...) ای عشق بیقرار من (ای صاحب اختیار من...) شنیدهام مکرر بی لشکری بدون یاور من هیبت تیغ ذوالفقارم تو شیر حماسه یابن حیدر (دلواپسیات مرا بههم ریخت) ۲ گریان توام به جان مادر حرفی نزن از غم غریبی زینب که نمرده یا حبیبی همواره عزیز جان زینب من دست نیاز و تو مجیبی بگذار در این میانهی خون من هم ببرم دمی نسیبی عمری منم کنار تو بیتاب و بیقرار تو تا جان کنم نثار تو شد تیغ ذوالفقار تو جولان آشکار من (ای صاحب اختیار من...) خورشید امید منزل من ای ماه منیر محمل من مگذار بماند ای عزیزم غمهای فراق در دل من داغ لب خشکت ای برادر گردد به خدا که قاتل من (ای بی سپاه کربلا دست مرا نکن رها) ۲ از خواهرت نشو جدا آتیش گرفته خیمهها از آه پر شرار من ای صاحب اختیار من آفتاب سایهسار من رحمی به حال زار من (ای صاحب اختیار من...)
هنوز نظری ثبت نشده