نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

آفتاب از كدوم طرف درومده كه بابام با سر اومده لب تشنه، بریده حنجر اومده كه بابام با سر اومده غریب مادر اومده ازم می خواستی بابا، رو دامنت بشینم می گفتی كه ایشالله، عروسیتو ببینم امشبَ رو، خرابه مهمونی من چی بگم، خودت كه می دونی مثل لبت، لبم شده خونی بابا حسین بابا حسین
هنوز نظری ثبت نشده