آغوش مادر
محمد ابراهیمی اصلپسندیدن10
بازدید200+
آخه من مادر جوونمو تو کوچه تنها دیدم بین اعداء دیدم یه شبهایی دلت میگیره و سحر نمیشه با گریه کردنم حال دلت بهتر نمیشه پسر هر چقدرم بزرگ بشه تو بیپناهی براش هیچ جایی مثل آغوش مادر نمیشه الهی الهی مادری هیچ موقع بیمار نشه تو شلوغیا گرفتار نشه آخ الهی الهی مادری دست به دیوار نشه نیمهشب از درد بیدار نشه آخه من مادر جوونمو تو کوچه تنها دیدم بین اعداء دیدم ایشالا مادرم نبود اونی که بین مردا دیدم تک و تنها دیدم فریاد میزد سر زهرا مادر من داد میزد فریاد میزد حتی وقتی مادرم افتاد میزد با پاش میزد مادرو اراذل و اوباش میزد با پاش میزد حتی وقتی که نفس نداشت میزد یه دردایی ته دلم نشسته پا نمیشه غمای تو دلم تو دل دنیا جا نمیشه پسر خیلی رفیق داشته باشه دور و برش باز براش هیچ کسی توی زندگیش بابا نمیشه الهی الهی پدری یهو زمینگیر نشه جلو چشم بچه تحقیر نشه الهی الهی قدرشو بدونی و دیر نشه پهلوون زندگیت پیر نشه آخه من قهرمان زندگیمو بین جنجال دیدم ته گودال دیدم من عموی قهرمانمو لگدمال دیدم ته گودال دیدم زیر دست و پای شمر و خولی بیحال دیدم ته گودال دیدم بلوا بود وموقع بریدن سرها بود و بلوا بود وشاهد بریدنش زهرا بود و بلوا بود وحالا دیگه نوبت زنها بود و سر گوشواره عمو دعوا بود و