آسمان زیر پرت بود زمین افتادی
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن13
بازدید1.9K
آسمان زیر پَرت بود زمین افتادی یک عبا روی سَرت بود، زمین افتادی نه صدای تو به گوش کسی آن روز رسید نه کسی دور و برت بود، زمین افتادی صورتت خاکی و دستار و عبایت خاکی مادرت در نظرت بود، زمین افتادی زهر از جان تو آقا جگرت را میخواست آتشی بر جگرت بود، زمین افتادی ناله میکرد جوادت به سرش میزد اشک در چشم ترت بود، زمین افتادی مثل یک مار گزیده به خودت پیچیدی خوب شد که پسرت بود، زمین افتادی