آسمان جلوه ای اگر دارد، از نماز شب قمر دارد
محمدحسین پویانفرپسندیدن3
بازدید200+
آسمان جلوهای اگر دارد، از نماز شب قمر دارد شب میلاد تو همه دیدند، نخل ام البنین ثمر دارد آمدی و حسین قادر نیست، از نگاه تو چشم بردارد کوری چشم ابتران حسود، چقدر فاطمه پسردارد ای رشید علی نظر نخوری، شه چشمان خیره سر دارد باب حاجت کعبهی خیرات، بر تو و قد و قامتت صلوات ای نسیم پر از بهار علی، ماه در گردش مدارعلی چقدر مشکل است تشخیصت، تا که تو میرسی کنار علی با تو یک رنگ دیگری دارد، شجره نامهی تبار علی دومین حیدر ابوطالب، صاحب غیرت و وقار علی به شما میرسد ذخیرهی لطف، همهی ارث ذوالفقار علی ای علمدار و سرپناه حسین، حضرت حمزهی سپاه حسین کاشف الکربی و تمنا من دستهای همیشه بالا، من تو بر این خاکها بکش دستی اگر این خاک زر نشد، با من سر سال است مرد مسکینم نکش از دست خالیام، دامن چقدر فاصله است ای دریا از مقام ظهور تو تا من تو بزرگ قبیلهی آبی تو غدیری، فراتی اما من خشکسالم، کویر بی آبم روزگاریست، تشنه میخوابم کمرت جایگاه شمشیر است لب تو، جایگاه تکبیر است سر ما را بزن همین امروز صبح فردا، برای ما دیر است هیچ کس، روبروت نیست مگر آن کسی که ز جان خود، سیر است سیزده ساله حیدری کردی پسر شیر بیشه هم، شیر است گیرم افتاده است روی زمین دست تو باز هم، علمگیر است پسر شاه لا فتی، عباس ای جوانی مرتضی، عباس از نگاه کبوتری وارم به مقام تو، غبطه میبارم سر من را اگر بگیری باز به دو ابروی تو، بدهکارم ارمنی هم اگر حساب کنی دست از تو بر نمیدارم بده ان مشک پارهی خود را تا برای خودم نگه دارم بی سبب نیست گریهی چشمم حسرت صبح علقمه دارم با تمامی شور و احساسم آرزومند کف العباسم زلف ما را ز مشک وا مکنید لب ما را از آن جدا مکنید پای ما را به جای خالی مشک در حریم فرات وا مکنید دست بر زیرتان نمیآرد آبها، اینقدر دعا مکنید تیرها، روی این تن زخمی خودتان را به زور، جا نکنید تازه طفل رباب، خوابیده جان آقا، سر و صدا نکنید تا که از مشک پاره، آب چکید رنگ از چهرهی رباب، پرید وعدهای دادهای و راهیه دریا شدهای خوش به حال لب اصغر، که تو سقا شدهای یا اباالفضل