آسمان جلوهای اگر دارد
محمدحسین پویانفرپسندیدن7
بازدید3.7K
آسمان جلوهای اگر دارد از نماز شب قمر دارد شب ميلاد تو همه ديدند نخل ام البنين ثمر دارد آمدی و حسين قادر نيست از نگاه تو چشم بر دارد كوری چشم اَبترانِ حسود چقدر فاطمه پسر دارد ای رشيد علی، نظر نخوری شهر چشمان خيره سر دارد باب حاجات، كعبهی خيرات بر تو و قامتت صلوات ای نسيم پر از بهار علی ماه در گردش مدار علی چقدر مشكل است تشخيصت تا كه تو میرسی كنار علی با تو يک رنگ ديگری دارد شجره نامهی تبّار علی دومين حيدر ابوطالب صاحب غيرت و وقار علی به شما ميرسد ذخيرهی لطف همهی ارث ذوالفقار علی ای علمدار و سر پناه حسين حضرت حمزهی سپاه حسين كاشف الكَربی و تمنا من دستهای هميشه بالا من تو بر اين خاكها بكش دستی اگر اين خاک زر نشد با من سر سال است مرد مسكينم مكش از دست خاليم دامن چقدر فاصله است ای دريا از مقام ظهور تو تا من تو بزرگ قبيلهی آبی تو غديری، فراتی امّا من خشكسالم، كوير بیآبم روزگاری است تشنه ميخوابم كمرت جايگاه شمشير است لب تو جايگاه تكبير است سر ما را بزن همين امروز صبح فردا برای ما دير است هيچ كس رو به روت نيست مگر آن كسی كه ز جان خود سير است سيزده ساله، حيدری كردی پسر شير بيشه هم شير است گيرم افتاده است روی زمين دست تو باز هم علمگير است پسر شاه لافتی عباس ای جوانیِ مرتضی عباس از نگاهت كبوتری وارم به مقام تو غبطه ميبارم سر من را اگر بگيری باز به دو ابروی تو بدهكارم ارمنی هم اگر حساب كنی دست از تو بر نميدارم بده آن مشک پارهی خود را تا برای خودم نگه دارم بیسبب نيست گريهی چشمم حسرت صبح علقمه دارم با تمامی شور و احساسم آرزومند كف العباسم زلف ما را ز مشک وا نكنید لب ما را از آن جدا نكنيد پای ما را به جای خالی مشک در حريم فرات وا نكنيد دست بر زيرتان نمیآرد آبها اينقَدَر دعا نكنيد تيرها روی اين تن زخمی خودتان را به زور جا نكنيد تازه طفل رباب خوابيده جان آقا سر و صدا نكنيد تا كه از مشک پاره آب چكيد رنگ از چهرهی رباب پريد وعدهای دادهای و راهی دریا شدهای خوش به حال لب اصغر که تو سقا شدهای