آسمان تیره و تاره
وحید شکریپسندیدن59
بازدید29K
(آسمان تیره و تاره زلزله به پا دوباره)۲ (پهلوان آمده میدان)۲ (همهمه وقت فراره)۲ قدم میزند و محشر خونین رقم میزند نگاهش ببین که لشکر دشمن به هم میزند دو صد مرد جنگ بدون جراحت به روی زمین ابر قدرت است و با خم ابرو ز دم میزند (العجبا از ضرب دست قمر، قمر)۲ دشمن خود کرده است خسته قمر، قمر بانگ انا ابن و علی بر لب او، قمر به بازویش یا علی بسته قمر، قمر یا اباالفضل یا اباالفضل... (موج خون میانِ میدان آمده حیدرِ دوران)۲ (میفشارد به زمین پا)۲ (گردشش مثالِ طوفان)۲ نگاه میکند و کل دشمنان تباه میکند به هر غرشش زمین و زمان را سیاه میکند چنان مجتبی میانهی میدان که استاد اوست برای عدو دو چشم خودش قتلگتاه میکند (به حربهها خاتم الختمه قمر، قمر)۲ زلزله شد علتش خشم قمر، قمر (مرده عدو جای تیغی که نبود)۲ (العجبا از تیغ چشم قمر، قمر)۲ یا اباالفضل یا اباالفضل... *********************** بنی هاشم همه زیباتریناند همه عشق امیر المومنیناند اگر ذهاد دنبال بهشتاند علی و آل جنات افریناند پیمبرها رکابِ حبِ حیدر بنی هاشم بدان همچون نگیناند (یکیشان حضرت عشقم حسن جان)۲ همه اولاد او شاه و کریماند یکیشان حضرتِ خون خداوند ملائک در حریم او مقیماند بنازم بر برادرهای عباس یَلان حضرت ام البنیناند بنی هاشم همه زیبا، همه عشق علی اکبریون دل نشیناند کسانی که غلام مهدی هستند (اباالفضلی اباالفضلی تریناند)۲ *************** روی صورتش نقابه توی لشگر اضطرابه (میگه دیده بانِ اعداء پسرِ ابوترابه)۲ شکار میکند و حق به رزمش افتخار میکند غضب کرده و عدوی خویش تار و مار میکند رجز خوانده و تمام قوا مات و مبهوت او خودش را برای اهل حرم جان نثار میکند (گفته خدا مرحبا شیره قمر، قمر)۲ ارض و سماء تحت تسخیر قمر، قمر (همچو پدر حضرتِ ماه حرم)۲ میر و سپاه و علم گیره قمر، قمر