آسمان ابری شد آخر پا به پای صورتم
محسن عراقیپسندیدن13
بازدید8K
آسمان ابری شد آخر پا به پای صورتم آفتابی نیست بعد از تو هوای صورتم شد سپید از داغ و برعکسِ مصیبت دیدهها رَخت نو پوشیده مویم در عزای صورتم از دو چشم خود فرات و دجله آخر ساختم تا کمی لب تر کنی در کربلای صورتم بس که دنبال سرت اُفتان و خیزان آمدم مانده روی خاک صحرا ردّ پای صورتم با عمو حرفی نزن از بس که سیلی خوردهام مانده روی دستهای زجر جای صورتم شبی که زجر رسید و کشان کشانش بُرد به خنده گفت یتیمی و ریشخندش کرد آه بگذارم اینبار پدر با این وضعیت دستهایی که نداری را کجای صورتم؟ خوب شد اومدی کنار دخترت نگرانِ غصّه خوردنت شدم سر و وضعم خیلی نامرتّبه شبیه رگای گردنت شدم سخن آغاز کنم از دهنم یا گوشم؟ که در اینجا دهنم زخم شد آنجا گوشم چهار انگشت که مردانه و نامحرم بود پُلی از درد زده چشم مرا تا گوشم **** همه گفتند از همه زخمیتری کاش اصلا گوشواره تو گوشِت نبود واسه درد که نیست خوابم نمیبَره خرابه شبیه آغوشت نبود در غم دوری از پدر اشکش روز و شب دانه دانه میآمد تا که از کاروان عقب میمانْد زجر با تازیانه میآمد پهلویش بعد ضربههای لگد مثل آیینهای تَرَک برداشت صورتش شد کبود با سیلی **** شبی که زجر رسید و کشان کشانش بُرد به خنده گفت یتیمی و ریشخندش کرد نبود عمّه سوارش کند ولی عوضش گرفت حرمله از موی سر بلندش کرد **** یه نگاه به خودت کن یه نگاه به من نمیفهمی چی میگی بیحیا به من آخه زورِ تو میرسه چرا به من؟ بهخدا بابا ندارم، اینو که میدونی نزن به ماها میگی خارجی؟ **** زن غسّاله چه میدید که با خود میگفت مادرت کاش به جای تو پسر میآورد دست از غسل کشید، قلب او تیر کشید آه پشت سرِ آه، یه دلِ سیر کشید گریه میکرد بلند، چون که بازو تا شد زخم پهلو را بست، زخم سینه وا شد **** شمعِ سوختهی خرابه بابا بمیرم برا موهای سوختهات مثل پروانه طوافت کردم بمیرم برا نگاه دوختهات که نگات دوخته به موهای منه **** موی سالم به سر نداری که سرِ از راهِ دور برگشته ریخته نظم صورتت بر هم پدرِ از تنور برگشته کتک خوردنامو بذاری کنار چقدر بَددهن بود زجر پلید یه جوری منو زد توی راه که به جا من رنگ عمّه پرید