آروم آروم قدم قدم عزادارا میان سوی حرم
حسین محمدیپسندیدن4
بازدید87
آروم آروم قدم قدم، عزادارا میان سوی حَرَم کنارِ دستهها فرشتهها، تو دستشون عَلَم ورودی بابُ الجواد دوباره غوغا شد سلام دادم به مَحضَرش درِ حَرَم واشد من اومدم، نشستهام جلوی ایوونِ طلاتون من اومدم، اگه بشه میونِ صَحنِ با صفاتون وداع کنم دیگه حالا، با ماهِ شاهِ کربلا (همه هستم یا امام رضا...) ****** صدها عاشق یا سینهزن، چه ازدحامیه آقای من تو موجِ زائرات دلم میگه، غریب یعنی حسن دارن میان جَوون و پیر، سواره و عابر ولی بقیع، دَریغه از یه خادم و زائر آقا اگه تو این روزا مارو توی حَرَم میبینی آخه فقط تو تائیدِ زیارتای اربعینی به مادرت بازم آقا، بده به ما یه کربلا (همه هستم یا امام رضا...) ****** تو حَرَم خیلی حیروونم، میبینی زارمو پریشونم اجازه داده مادرت برات، که روضه میخونم از اون قدیم گُریزِ روضهی تو بود بیشتر به روضهی جوونِ کربلا علی اکبر نرو نرو مگه نمیبینی دارن بهم میخندن نرو نرو نمیبینی خودشونو آماده کردن برای غارتِ حَرَم، نرو علی اکبرم (عَلیٰ الدُّنیا بَعدَکَ العَفاء، نرو بلند بالای کربلا...) (السُّلطان ابَا الحَسن...)