آرزومه یه روزی تو رو بغل بگیرم
سیدرضا نریمانیپسندیدن19
بازدید1K
آرزومه یه روزی تو رو بغل بگیرم(۲) من که بناست بمیرم کاش تو بغل تو بمیرم(۲) میبینی آقا شکستگیمو از این فراقت دل خستگیمو چکار کنم که به دل بشینم برای یه بارم تو رو ببینم آرزومه یه روزی تو رو بغل بگیرم(۳) من که بناست بمیرم کاش تو بغل تو بمیرم(۲) مَتیٰ تَرانا وَ نَراک افتادم از خواب و خوراک مَتیٰ تَرانا وَ نَراک نکنه باشم زیر خاک مَتیٰ تَرانا وَ نَراک نبینمت میشم هلاک یابن الحسن روحی فداك یعنی میشه ببینم نفس آخرینم بالا سرم نشستی دست رو میکشی رو سینهم دلم به راه، تو رو به راهه برای نگاه، تو سرپناهه کسی رو جز تو دلم نداره فراقت اشکم رو در میاره این معز الاولیاء دنیا شده پر از بلا این معز الاولیاء منتقم خون خدا این معز الاولیاء آقا بیا، آقا بیا روزامو بی قراری، شبامو گریه زاری چی میشی تو بیای پاتو روی چشای من بزاری دلم خزونه از این زمونه گرفته بازهم دلم بهونه طبیب قلبم، دوای دردم کجا بیامو، دورت بگردم این الحسن، این الحسین راه نجات عالمه این الحسن، این الحسین میان تو بینالحرمين این الحسن، این الحسین میخونه روضهی حسین (این الحسن، این الحسین راه نجات عالمه)(۳)