آرزومه پایینِ پا، بزاری به پات بیفتم
ابوالفضل بختیاریپسندیدن8
بازدید900+
آرزومه پایینِ پا، بزاری به پات بیفتم همه ترسم اینه ارباب، یه وقت از چشات بیفتم مگه از من، بدی دیدی كه دیگه به كربلاتون رام نمیدی مگه خسته، شدی از من كه دیگه طناب عشقتو بریدی یا خبیراً، بفاقتی حسین قبولم كن، رفاقتی حسین منكه عشقم شده عكسِ، گنبد طلای ارباب روزشماری می كنم باز، برا كربلای ارباب دل سنگم، غرق حسرت پر می گیره تا حرم شبای هیئت زائر شیش، گوشه میشم آقا وقتی می خونم نماز با تربت یا خبیراً، بفاقتی حسین قبولم كن، رفاقتی حسین حالا نوبتِ ارادت، پیشِ با ادب ترینه اونی كه بابای مشك و، پسر ام البنینه نوكریمو، می زنم جار الهی عمرم بشه خرج علمدار كف العباس، سینه زنها بعدم اون روز ظهور دولت یار یا خبیراً، بفاقتی حسین قبولم كن، رفاقتی حسین