آخر شبی رسد که به جرم جنون عشق
روح الله بهمنیپسندیدن0
بازدید30
آخر شبی رسد که به جرم جنون عشق ما را به کربلای تو تبعید میکنند همه آرزو دارند من آرزوم اینه پدرانه تا ابد بالا سرم باشی مادرم میخواد بیاد تا حرمت آقا تو اجابت دعای مادرم باشی هم عشق اول و آخرمی نم بارون تو چشای ترمی تا دنیا دنیاست آقای منی اربابم سفرهدار کرمی سفرهدار کرمی سایهی سرمی مهربونتر از مادرمی کربلا کربلا عکس حرم سنگ صبوره کربلا کربلا سلامم از راه دوره از همون بچگیام بهش بدهکارم نوکر نالایق گوشهی بازارم توی زندگی نشد هیچ موقع تنها شم معلومه دست امام حسینه تو کارم میسوزم آخر از غم حسین میمیرم تو محرم حسین مادرم منو برد تو دستههاش دل بستم من به پرچم حسین دلبستهی پرچم حسینم مدیون محرم حسینم از وقتی که هیئتی شدم من آدم شدم آدم حسینم حرم حرم نمیره فکرش از سرم میخوام برم منم ببر با پدر و مادرم خرابم نکن مهربونتر از تو نیست توی همه دنیا کی به جز تو دستمو گرفته تا حالا نشده که یک دفعه رو بزنم پیشت دست خالی برم از محضر تو آقا نوکری واسهی من هدفه عمری که نشه وقفت تلفه این عشقی که تو سینه میتپه میدونم کار شاه نجفه این عشق دوطرفه کار شاه نجفه با یا فاطمه میام کربلا این دفعه شوره پریشونی حسین جونمه قربونی حسین اربعین امسال دیدنیه ارتش میلیونی حسین خیر دنیا و آخرت زیر این پرچمه فقط بهترین رفیقم امام حسین من میدونی به نوکریت همیشه مینازم کربلات آخرِ دنیای منه ارباب بذار دنیامو بدم بیام حرم بازم قربونت برم ای راه نجات محتاجم من به یه گوشه نگات بارونت اشک چشمای منه تو روضه شبیه آب فرات بارون اشک من آب فراته روضهت کشتی نجاته مال هر کجا که باشم وطنم خاک کربلاته دست من به دامنت آقا وعدهی من و تو کربلا میگن تموم نوحهخونا به قول آذریزبونا یل یاتار طوفان یاتار یاتماز حسینین پرچمی