آتیش و هیزم آوردن
حسن عطاییپسندیدن5
بازدید200+
آتیش و هیزم آوردن آقای عالَمو بردن گلهای توی این خونه دونه به دونه پژمردن شعله به عرش اعلا رفت دست مغیره بالا رفت قنفذ غلافشو برداشت با کینه سمت زهرا رفت مادرمو مسمار میزد، دیوار میزد پسر یک زن بدکار میزد مادرمو هر بار میزد، بسیار میزد پسر یک زن بدکار میزد خدا نیامرزه اونایی که حق مادر منو خوردن خدا نیامرزه اونایی که بابامو کشونکشون بردن یومّاه، یومّاه ...