نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حسن عطایی - آتیش و هیزم آوردن

آتیش و هیزم آوردن

[ حسن عطایی ]
آتیش و هیزم آوردن
آقای عالَمو بردن 
گل‌های توی این خونه
دونه به دونه پژمردن 

شعله به عرش اعلا رفت 
دست مغیره بالا رفت
قنفذ غلافشو برداشت 
با کینه سمت زهرا رفت

مادرمو مسمار می‌زد 
دیوار می‌زد 
پسر یک زن بدکار می‌زد
مادرمو هر بار می‌زد 
بسیار می‌زد 
پسرِ یک زنِ بدکار می‌زد

خدا نیامرزه 
اونایی که حق مادر منو خوردن
خدا نیامرزه 
اونایی که بابامو کشون‌کشون بردن 

آتیش به معجرش افتاد
دیدن که دخترش افتاد 
پیش چشمای نامحرم 
زد پیش شوهرش افتاد

دشمن چی توی سر داره
تو پنجه‌هاش تبر داره
چی گذشته به زهرا که 
فضّه فقط خبر داره

مادرمو چقدر پیر کردن 
تکفیر کردن 
توی کوچه ساقیِ کوثرو تحقیر کردن 
مادرمو زمین‌گیر کردن 
تکفیر کردن 
نامسلمونا چی با آیه‌ی تطهیر کردن 

خدا نیامرزه 
اونایی که بی‌هوا حمله به در کردن
خدا نیامرزه 
اونایی که مادرم رو بی‌پسر کردن
****
داغ محسنو روی دلش گذاشت 
خیلی کینه داشت، خیلی کینه داشت
زنِ پا‌به‌ماه کتک زدن نداشت
خیلی کینه داشت، خیلی کینه داشت

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل