بنده چند سال قبل از این -خیلی پیش، سالها پیش- راجع به سیاست در دانشگاهها، یک تعبیری به کار بردم که مسئولین دولتیِ آن روز خیلی ناراحت شدند که چرا این حرف را میزنید؛ گفتم: خدا لعنت کند کسانی را که بساط فکر سیاسی و کار سیاسی و تلاش سیاسی را از دانشگاهها جمع کردند، از ما گلهمند شدند که شما بچّهها را وادار میکنید به کار سیاسی. خب، حالا البتّه همانها گاهی اوقات ریاکارانه یک حرفهایی میزنند راجع به دانشگاه و دانشجو و این حرفها، لکن عقیدهی واقعیشان همان است؛ [امّا] من عقیدهام این است. محیط دانشگاه بهطور طبیعی محیط تضارب آراء و افکار است، این طبیعت دانشگاه است؛ علّت هم این است که از طرفی جوان هنوز به آن پختگی فکری و مبنائی که او را آرام میکند نرسیده –میدانید، وقتی انسان به پختگی فکری رسید، یک احساس آرامشی در او به وجود میآید که آن حالت چالشی از او گرفته میشود؛ جوان نه، اینجور نیست- از طرفی هم، سرشار از انرژی و بحث و مانند اینها است.
هنوز نظری ثبت نشده