نصب اپلیکیشن نوا

مثل خدا

مثل خدا

مثل خدا بود و نگاهى مهربان داشت
در آسمان بى‌كرانه آشيان داشت
او را تمامى ملايك مى شناسند
قبرى پر از آوازه اما بى نشان داشت

هم باغ لاله بود و هم باغ بنفشه
در دامن آلاله خيزش ارغوان داشت
او آسمان بود و پر از آيات باران
در گوشه‌‏اى از بازويش رنگين كمان داشت

در مسجد سجاده روزى پنج نوبت
دستى شكسته رو به سوى آسمان داشت
از رنگ سرخِ كودكانش مى‏‌توان خواند
بى بيت الاحزان بود اما سايبان داشت

در بين بستر با پرستارىِ زينب
افتاده بود و پوستى بر استخوان داشت
قصد سفر تا عرش تا لاهوت دارد
خوشحال بود از اين كه يك تابوت دارد

(شاعر: على اكبر لطيفيان)
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل