غربت اميرالمؤمنين عليه السلام از زبان عمّار
در كتاب الانوار العلوية نوشتهى علّامهى محقّق، شيخ جعفر نقدى مطلبى آمده كه خلاصهاش است:
وقتى كه حضرت فاطمه عليها السلام درگذشت، اميرالمؤمنين عليه السلام درخانه ماند و از مردم دورى گزيد آن گاه جز براى نماز و زيارت قبر پيغمبر صلى الله عليه و آله از خانه خارج نمىشد.
عمار مىگويد: به خانهى مولا و آقايم اميرالمؤمنين عليه السلام رفتم، وقتى وارد شدم ديدم غمگينانه و مصيبت زده نشسته، حسن عليه السلام در سمت راست و حسين عليه السلام در دست چپ اوست و مولا به حسين مىنگرد و گريه مىكند.
نتوانستم خوددارى كنم، گريهام گرفت، گفتم: مولاى من شما خود مردم را به صبر در مصيبت امر مىكنيد، اين اندوه طولانى چيست؟!
فرمود: عمّار، مصيبت كسى مثل آن كه من از دست دادهام، دشوار است، من با فقدان او، رسول خدا صلى الله عليه و آله را از دست دادم، او راحت و آرامش من بود، وقتى سخن مىگفت،گوشم را از صداى رسول خدا صلى الله عليه و آله پر مىكرد، وقتى راه مىرفت، چيزى از راه رفتن رسول خدا صلى الله عليه و آله كم نداشت. من دورى رسول خدا را حس نكردم مگر به دورى او.
دردناكترين غم او براى من آن بود كه وقتى او را بر جايگاه غسل نهادم، يك دنده از پهلويش را شكسته ديدم، پهلويش از ضرب تازيانه سياه بود و اين را - از ترس آنكه اندوهم بيشترشود - از من پنهان میكرد.
چشمم به حسن و حسين عليهما السلام نيفتاد مگر آنكه بغض گلويم را گرفت و بر زينب عليها السلام گريان ننگريستم مگر آنكه دلم بر او سوخت. (1)
__________________________
1. مصائب الزهرا عليها السلام ص 109،فاطمه الزهرا عليها السلام من المهد الى اللحد،ص725.
هنوز نظری ثبت نشده