نصب اپلیکیشن نوا

چینی شکسته

چینی شکسته
مرا ببين و براى سفر شتاب مكن
 بيا و بر سر من خانه را خراب مكن

تمام حرف دلت را غروب با من گفت
 و شرح سرخى خود را چه خوب با من گفت

حضور ساده‌‏ى احساس عشق بودى تو
 مدار چرخش دستاس عشق بودى تو

پس از تو ثانيه هايم به چنگ دستاس است
 و دانه‌‏هاى دلم زير سنگ دستاس است

غمت چو دانه كه فردا جوانه خواهد زد
 هزار مرتبه‏‌ام تازيانه خواهد زد

هنوز هم به شفايت اميد دارم من
 ميان شام عزا، صبح عيد دارم من

قبول كن كه ز تنهايى‏‌ام خبر دارى
 دلم به همره تو رفت، همسفر دارى!

مگر ز داغ پيمبر چقدر مى‏‌گذرد؟
 كه باغ سبز تو را اين شب خزان ببرد؟

مگر قرار نشد غمگسارِ من باشى؟
 ميان معركه‏‌ها ذوالفقار من باشى؟

مگر نه قبل ورودم قيام مى‌‏كردى؟
 و گاه پيش‏تر از من، سلام مى‌‏كردى

 
ز جاى خيز، جواب سلام مى‌‏خواهم
 نگاه نيمه تمامت تمام مى‌‏خواهم

نگاه بى رمق و دست بى رمق، آرى!
 شباهتى چه صميمانه با شفق دارى!

اگر چه قصّه فتح على شنيدنى است
 شكست تازه‌‏ى امروز نيز ديدنى است

چه شد كه زندگى‏‌ات را ز سر نمى‌‏گيرى؟
 و مرغكان مرا زير پر نمى‏‌گيرى؟

فضاى سينه‏‌ى من گرم درد و آه شده است
 به سان بازوى تو روزِ من سياه شده است!

اگر نه فكر دل يار خسته را بكنى
 ز جاى خيز كه همسايه را دُعا بكنى!

مرو كه موج نيازم به راه مى‏‌افتد
 پس از تو يوسف اشكم به چاه مى‏‌افتد

پس از تو خواب نماز وتيره مى‌‏‎‌‌‌بينم
 شعف به قنفذ و شور مغيره مى‌‏بينم

مرو كه چينى اين دل شكسته‏‌تر نشود
 غريب خسته‏‌ى اين شهر، خسته‌‏تر نشود

هنوز ناله‏‌ى جانكاه تو به پشت در است
 تنت از آتش آن روز خصم شعله ور است

سخن اگرچه نگفتم ولى دلم پُر بود
 نگاه من كه هميشه به خاك چادر بود

ميان خطبه‏‌ات آرى! شكوه را ديدم
 در استقامت تو صبر كوه را ديدم

اگرچه كشتى عمرت به سمت ساحل رفت
 خيال و خاطره‌‏ى تو نخواهد از دل رفت

كنون به پيكر ياست شقايق افتاده است
 نگاه كن كه حسينت به هق‏هق افتاده است!

 چگونه غم ننشيند به چهره‏‌ى حسنت؟
 كه خون تازه گل انداخت روى پيرهنت؟!

خدا كند كه غمت سينه محترق نكند
 و دخترت كه بيايد ز غصه دق نكند

  جواد محمد زمانى
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل