چرا غمگين هستيد؟!
مرحوم سيد باقر هندى، عالم بزرگوار شيعى در شب عيد غديرى، در عالم رؤيا به خدمت حضرت بقيهاللّهالأعظم - ارواحنا فداه - مشرف مىشود. آن حضرت را غمگين مىيابد.
عرض مىكند: مولاى من، در چنين روزى مردم به مناسبت فرا رسيدن عيد غدير مسرورند؛ چرا شما غمناك هستيد؟ حضرت در پاسخ او (با اشاره به مصيبتهاى مادر مظلومهى خود، حضرت فاطمهى زهرا عليها السلام) اين بيت را به زبان جارى مىسازند:
لاترانى اتخذت لا وعلاها
بعدبيت الاحزان بيت سرورٍ
«نه، به جايگاه بلندش سوگند - مرا نخواهى ديد كه پس از بيت الاحزان (همان خانهاى كه مادرم بدانجا مىرفت و گريه سر مىداد) خانهى شادى گرفته باشم.»
مرحوم سيد باقر پس از مشاهدهى اين رويا، از خواب بيدار شده، قصيدهاى در ماجراى غدير و ستمهايى كه پس از پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله به فاطمهى مرضيه عليها السلام وارد شده مىسرايد، مطلع چكامه اين است:
كلّ غدرٍ و قول إفك و زور
هو فرعٌ عن جحد نصّ الغدير
«هر مكرى و هر گفتار دروغى و هر گواهى نا حقى از شاخهاى است از انكار حديث غدير.» (1)
عبداللّه بن ذبيان از امام باقر عليه السلام روايت مىكند كه فرمود:
يا عبداللّه، ما من يوم عيدٍ للمسلمين - اضحى و لا فطرٍ- إلّا و هو يجدّد اللّه لال محمد عليهم السلام حزناً، قال: قلت ولم؟ قال: أنهم يرون حقهم فى أيدى غيرهم.
«هيچ عيد قربان و فطرى براى مسلمانان نيست مگر آنكه خداوند حزن و اندوه آل محمد عليهم السلام را تازه مىسازد.
عبداللّه گويد، عرض كردم: چگونه؟
فرمود: چون ايشان حقّ خود را در دست ديگران مىبينند.» (2)
____________________________
1. ريحانة النبى صلىاللهعليهوآله، ص 425 - وفاة الصديقه الزهرا عليهاالسلام ص 158.
2. وسائل الشيعه، ج 5، ص 136.
هنوز نظری ثبت نشده