ملاقات زنان مهاجر و انصار
هنگامى كه دخت فرزانهى پيامبر صلى الله عليه و آله بر اثر صدمات وارده از
سوى يورش گران به خانهاش، بر بستر بيمارى افتاد و هر روز به شهادت خويش نزديكتر مىشد، درست در آخرين روزهاى زندگىاش بود كه انبوهى از زنان مهاجر و انصار به منظور عيادت آن حضرت به خانهاش شتافتند، و پس از اينكه برگرد بسترش حلقه زدند، گفتند:
كيف اصبحت من علّتك يا بنت رسول اللّه؟!
«دخت ارجمند پيامبر! با رنج و بيمارىات چه مىكنى؟»
زنان مدينه از بيمارى فاطمه عليها السلام پرسيدند، امّا آن بانوى انديشمند از كاهش رنج و بيمارى و يا سلامت و صحّت جسمى خويش پاسخ نگفت، بلكه در پاسخ آنان به بيان دردها و رنجهاى درونى و مصائب خويش و جامعهاش پرداخته و پس از ستايش خداوند و سلام و درود بر پدر گرانقدرش، فرمود:
اصبحت - واللّه - عائفةً لدّنياكنّ، قاليةً لرجالكنّ...فقبحاًلفلول الحدّ واللّعب بعد الجّد... و بئس ما قدّمت لهم انفسهم أن سخط اللّه عليهم و فى العذاب هم خالدون. (1)
«به خدا سوگند! در حالى شامگاه را به بامداد آوردم كه از دنياى ظالمانه و ذلّت زدهى شما بيزار و به مرد نمايان شما به خاطر عملكردشان خشمگين هستم... راستى چه زشت است كندى شمشيرها در برابر بيداد و ستمگرى! و چه ناپسند است به شوخى گرفتن سرنوشت دين و جامعه پس از تلاش و جدّيت در راه رشد و پيشرفت آنها!...و چه بد چيزى براى خود از پيش فرستادند كه خدا بر آنان خشم گرفت و در عذاب او ماندگار خواهند بود.»
...ما الّذى نقموا من أبى الحسن؟ نقموا منه - واللّه - نكير سيفه و قلّة مبالاته بحتفه...
«...راستى آنان چه ايراد و انتقادى به بينش و منش درخشان امير عدالت داشتند؟ به خدا سوگند! آنان بر شمشير عدالت او عيب مىگرفتند و به شهامت وصف ناپذير وى در برابر مرگ در سختترين ميدانهاى پيكار...»
حضرت پس از بر شمردن برخى فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام، فرمودند: به خدا سوگند! اگر مردان شما شهامت يارى حق را از خود نشان مىدادند و نمىگذاشتند زمامدارى جامعه از مسير خود انحراف يابد و از دست اميرالمؤمنين عليه السلام بيرون رود و به دست كفايت او مىسپردند آنگاه مىديدند كه هر گاه مردم از راه حق انحراف مىجستند، آنان را در پرتو نور به راه مىآورد و با مهر به سر منزل مقصود سير مىداد. اگر او زمام امور جامعه را به كف مىگرفت، هرگز از دنيا بهرهاى نمىگرفت و از آن جز به منظور سيراب ساختن تشنگان و سير كردن گرسنگان چيزى برنمىداشت... سپس حضرت به مذمت سركردگان غاصب پرداخته و پرده از گمراهى و جاهطلبى آنان برداشتند و به مردم چنين هشدار دادند:
ألاانهم هم المفسدون ولكن لا يشعرون. (2)
«به هوش باشيد كه آنان تبهكارند امّا خود در نمىيابند.»
ويحهم!! أفمن يهدى الى الحقّ أحقّ أن يتّبع امّن لايهدى إلّا أن يهدى فمالكم كيف تحكمون. (3)
واى بر آنان! «آيا كسى كه به سوى حق و عدالت راه مىنمايد، زيبندهى پيروى است يا كسى كه راه نمىنمايد، مگر آنكه خود هدايت شود؟ شما را چه شده است، چگونه داورى مىكنيد؟»
اينك برويد به دنياى خود خوش باشيد، امّا براى آزمون و فتنهى وحشتناكى كه در پيش داريد آماده شويد، شما را به شمشيرهاى برنده و آخته، به سلطهى تجاوز كارانى بيدادگر و خونخوار، به هرج و مرجى فراگير و استبدادى خشن و دير پا از ظالمان بشارت باد!
فيا حسرةً لكم، و أنى بكم؟ و قد عمّيت عليكم؟
«انلزمكموها و أنتم لها كارهون» (4)
«پس دريغ و افسوس بر شما! كارتان به كجا خواهد انجاميد! و چگونه
اميد نجات داريد، در حاليكه حقايق بر شما نهان مانده و از پشت پرده
بى خبريد؟! (آيا ممكن است من شما را در حالى كه خود خوش نداريد
و نمىخواهيد، به سرچشمهى زلال و جان بخش عدالت و آزادى رهنمون گردم و به پذيرش حق مجبور سازم؟)»
«سويد بن غفله» كه بيانات روشنگرانهى فاطمه عليها السلام را آورده است، مىافزايد: زنان مهاجر و انصار پس از شنيدن سخنان روح بخش و شورانگيز فاطمه عليها السلام، به خانههاى خود بازگشته و آن را براى مردان خويش بازگفتند، آنگاه گروهى از سران مهاجر و انصار به خانهى اميرمؤمنان عليه السلام شتافتند و پوزش خواهانه چنين گفتند:
يا سيّدة النّسا! لوكان أبوالحسن ذكرلنا هذا الامر من قبل أن نبرم العهد و نحكم العقدلما عدلنا عنه الى غيره.
«اى سالار بانوان! اگر اميرمؤمنان اين حقيقت را پيش از آنكه ما با
خليفه بيعت كنيم براى ما بيان مىكرد هرگز جز آن حضرت را بر نمىگزيديم! امّا اينك ديگر كار از كار گذشته است و ما دست بيعت دادهايم.»
فقالت: اليكم عنّى فلاعذربعد تعذيركم و لا أمر بعد تقصيركم. (5)
حضرت فرمودند: «برويد و از برابر ديدگانم دور شويد، شگفتا! پس از اين كه گناه بزرگى انجام داديد اينك با دروغ و بهانه جويى، پوزش خواهى مىكنيد؟ برويد كه از شمايان، هيچ پوزشى پذيرفته نيست.»
__________________________
1. مائده / 80.
2. بقره / 12.
3. يونس / 35.
4. هود / 28.
5. فاطمه الزهرا عليها السلام من المهد الى اللحد، ص 659.
هنوز نظری ثبت نشده