مظلوميّت اميرالمؤمنين عليه السلام
1. مسيّب بن نجيّة گويد: روزى اميرالمؤمنين عليه السلام خطبه مىخواند در اثناى خطبه، مردى اعرابى بانگ زد: وامظلمتاه «داد مرا بستانيد، ستمديدهام.» اميرالمؤمنين على عليه السلام فرمود: اى اعرابى نزديك بيا. مرد جلو آمد. مولا فرمود: لقد ظلمت عدد المدر و الوبر. (1)
«به اندازهى ريگهاى بيابان و كركهاى بدن حيوانات به من ستم شده است.»
2. روايت است؛ حتى يك مرتبه هم نشد كه اميرالمؤمنين عليه السلام منبر رود و در پايان آن نگويد: من زلت مظلوماً منذ قبض اللّه نبيّه. (2) «من همواره پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله مظلوم بودهام.»
3. امام هادى عليه السلام بر مزار حضرت على عليه السلام مىفرمود:
السلام عليك يا ولى اللّه. أنت اوّل مظلوم و اوّل من غصب حقّه، صبرت و احتسبت، حتى اتاك اليقين... (3)
سلام بر تو اى ولى خدا، تو نخستين مظلومى و نخستين كسى كه حقش
را غصب كردهاند، شكيبايى ورزيدى و به صبر خويش پاداش جستى تا مرگ تو را دريافت.
4. شيخ كلينى از سدير روايت كرده كه گفت:
خدمت امام باقر عليه السلام بوديم كه سخن از حوادثى كه مردم پس از پيامبر خود آفريدند و امير مؤمنان عليه السلام را خوار نمودند پيش آمد. مردى گفت: امام به سلامت باد، پس عزّت بنى هاشم و نفرات آنها چه شد؟ حضرت فرمود: مگر چه كسى از بنى هاشم باقى مانده بود؟ جعفر و حمزه عليهما السلام به شهادت رسيده بودند... به خدا سوگند اگر حمزه و جعفر در برابر آنها حضور داشتند آنها دست بر على عليه السلام نمىيافتند و اگر حاضر بودند آن دو را از پا در مىآوردند. (4)
___________________________
1. بيتالاحزان، ص 128.
2. همان،172.
3. الكافى، ج 4، ص 569، كامل الزيارات، ص 41.
4. امام على بن ابيطالب عليهالسلام، رحمانى همدانى، ص 890.
هنوز نظری ثبت نشده