كار در آخرين روز زندگى
حضرت فاطمه عليها السلام در آخرين روز حيات خويش، گاه نشسته و گاه ايستاده به طرف محلّى كه در خانه براى شست و شو وجود داشت و در آن آب جمع شده بود رفت و شروع به شستن لباسهاى اطفال با دستهاى لرزان خود كرد، آنگاه كودكان را فراخوانده و شروع به شستشوى سر آنان با آب و گل سرشور نمود.
على عليه السلام در اين هنگام به منزل وارد مىشود مىبيند كه همسر عزيزش بستر بيمارى را ترك كرده و به انجام اعمال خانه مشغول است. (1)
در كتاب «وفاه الزهرا عليها السلام» روايت شده: روزى حضرت على عليه السلام به اطاق آن حضرت آمد، ديد كه او براى پختن نان، خمير درست كرده است و براى شستن سر فرزندانش حنين «گِل مخصوص» را آماده نموده است. از اين حالت تعّجب كرده، گفت: اى دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله به ياد ندارم كه در يك روز به دو كار از كارهاى دنيا مشغول شده باشى و گمان مىكنم كه علّتى خاص دارد. حضرت فاطمه عليها السلام گريست اشك بر چهرهاش سرازير شد و فرمود: يا اميرالمؤمنين! اين آغاز جدايى بين من و توست، بدان كه من ديشب پدرم را در خواب ديدم در حالى كه در جاى بلندى
ايستاده و به اطراف خود نگاه مىكرد، گويا منتظر كسى بود، به آن حضرت عرض كردم: از من گذشتى و مرا تنها و بى كس رها كردى، من شب و روز و شامگاه و صبحگاه بر تو مىگريم. نه از غذا لذّت مىبرم و نه خواب راحتى دارم. به من فرمود: اى فاطمه! من در اينجا در حال انتظارم.
گفتم: منتظر چه كسى هستيد؟
فرمود: منتظر تو اى فاطمه! دوران جدايى سپرى شده و شبهاى اندوه و حسرت بسر رسيده...
اين خواب را كه ديدم يقين كردم امشب كه خواهد آمد از نزد تو كوچ خواهم كرد. (2)
_______________________
1. فاطمهى زهرا عليها السلام از ولادت تا شهادت، ص 587.
2. فاطمهى زهرا عليها السلام شادمانى دل پيامبر صلى الله عليه و آله، ص 448، دار السلام ج 1 ص70.
هنوز نظری ثبت نشده