فاطمه عليهاالسلام در فراق پيامبر صلىاللهعليهوآله
1. از حضرت على عليهالسلام نقل شده است كه فرمودند:
رسول خدا صلىاللهعليهوآله را در پيراهن مباركش غسل دادم و فاطمه عليهاالسلام گفت: أرنى القميص آن پيراهن را به من نشان بده! فإذا شمته غشى عليها. «همين كه بوى پيراهن به مشام او رسيد از هوش رفت.»من كه اين حالت را از او مشاهده كردم، پيراهن را از او پنهان نمودم. (1)
2. روايت شده حال حضرت فاطمه عليهاالسلام بعد از وفات پدرش رسول خدا صلىاللهعليهوآله؛ چنين فرمود:
روى أنها ما زالت بعد أبيها معصبة الرأس، ناحلهالجسم،منهدّة الرّكن، باكية العين، محترقة القلب، يغشى عليهاساعهًبعد ساعةٍ. (2)
«همواره سر آن حضرت بسته بود، جسم او زار و نحيف شده توان خود را دست داده بود، چشمش گريان و قلبش سوزان بود لحظه به لحظه غش مىكرد.»
3. امّ سلمه مىگويد: خدمت حضرت زهرا عليهاالسلام رسيدم و
پرسيدم: اى دختر رسول خدا! شب را چگونه صبح كردى؟
حالت چگونه است؟ فرمود:اصبحت بين كمدٍ و كربٍ: فُقد النبىّ و ظلم الوصىّ، هتك و اللّه حجابه من أصبحت امامته مقتصّةً على غير ماشرع اللّه فى التنزيل و سنّها النّبىّ فى التأويل ولكنّها
أحقادٌ بدريّةٌ و ترات أحديّة كانت عليها قلوب النّفاق
محتملةً لا مكان الوشاة... (3)
«صبح كردم در ميان حزن شديد و اندوه عظيم، در حالى كه پيامبر ازدست رفته و وصّى او مظلوم واقع شده است. سوگند به خدا! حشمت وعظمت آن كس دريده و نابود شد كه بر خلاف حكم خدا در قرآن وسنّت و سفارش پيامبر اسلام در تأويل و تفسير قرآن، حق امام او راغصب كردند و به ديگران سپردند، اين گونه برخوردهاى خصمانه، ازكينه توزيهاى جنگ بدر و خونخواهى كشتگانشان در جنگ احد است كه در درون قلب نفاقآميز و انديشهى فتنه انگيزشان پنهان بوده است و تاكنون جرأت اظهار آن را نداشتند... .»
4. برخى از اشعار حضرت زهرا عليهاالسلام در سوگ رسول خدا صلىاللهعليهوآله؛
ماذا على من شمّ تربة أحمد
أن لايشمّ مدى الزّمان غواليا
«آنكه بوى خوش تربت پيامبر صلىاللهعليهوآله را بوييده است، چه مىشود اگر درزمان طولانى بوى خوش ديگرى نبويد.»
صبّت علىّ مصائب لوأنّها
صبّت على الأيّام صرن لياليا
«باران غم و اندوهى بر جانم ريخته كه اگر به روزهاى روشن
مىريخت آن روزها مانند (شب تيره و تار) مىگرديد.»
نفسى على زفراتها محبوسة
يا ليتها خرجت مع الزّفرات
«جانم با آن همه غصّه و اندوه در سينهام حبس شده است، اى كاش باهمان اندوهها از بدنم خارج مىشد.»
لاخير بعدك فى الحياة و إنّما
أبكى مخافة أن تطول حياتى (4)
«- پدر جان! - بعد از تو هيچ خير و نيكى در زندگى نيست، گريه
مىكنم از بيم آن كه مبادا بعد از تو زياد زنده بمانم.»
5. حضرت زهرا عليهاالسلام پس از رحلت پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله چنين مىفرمود:
لست ابكى لما يصنع بى من بعدك ولكنّى ابكى لفراقكيا رسول اللّه. (5)
«- (پدرم!) - براى آنچه بعد از تو بر ما روا مىدارند گريه نمىكنم،بلكه گريهى من از فراق و دورى توست اى رسول خدا.»
6. ورقهبن عبداللّهأزدى از حضرت فضّه نقل مىكند كه:
حضرت زهرا عليهاالسلام پس از دفن پيامبر اسلام صلىاللهعليهوآله با بى تابى از منزل بيرون آمد و در حالى كه از گريه و درد، حال رفتن نداشت، خودرا به قبر پدر رساند و آنگاه كه جايگاه اذان و محراب را مشاهده فرمود، فرياد برآورد و بيهوش نقش زمين شد، زنان مدينه كه وضع را چنان ديدند، به سوى او دويدند و آب بر سر و صورت آن حضرت پاشيدند تا به هوش آمد سپس در حالى كه بر قبر پدرخيره شده بود فرمود:
رفعت قوّتى و خاننى جلدى و شمت بى عدّوى والكمد
قاتلى يا ابتاه بقيت والهة وحيدة و حيرانة فريدةً،
فقدانخمد صوتى و انقطع ظهرى... فأنا للدّنيابعدك قالية
و عليك ما تردّدت أنفاسى باكية. (6)
«قوّتم رفته و خويشتن داريم را از دست دادهام، و دشمنم سرزنش كنندهام شده و حزن و اندوه درونى مرا مىكشد.
پدرجان! يكّه و تنها باقى مانده و در كار خويش حيران و سر گردانم.صدايم خفته و پشتم شكسته... من بعد از تو از دنيا نفرت دارم و تازمانى كه نفسم بر آيد بر تو گريه خواهم نمود.»
----------------------------------------------
1. . فاطمهالزهرا عليهاالسلام بهجة قلب مصطفى، ص 171، اهل البيت عليهمالسلام ص166.
2. . مناقب، ج 3، ص 362.
3 . نهج الحياة، ص 214، ح 117، رياحين الشريعه، ج 2 ص 40.
4 . نهج الحياة، ص 203، ح 109.
5 . همان، ص 232.
6 . همان، ص 73، ح 42.
هنوز نظری ثبت نشده