نصب اپلیکیشن نوا

صدای آب

صدای آب

 سيل مصيبت چون شرر بر جان غم زد
 مردى غمين دستان خود را روى هم زد

 يعنى خدا دار و ندارم را گرفتند
 سرمايه‌‏ى صبر و قرارم را گرفتند

 آن شب ستاره در سما پيدا نمى‏‌شد
 بال كبوتر بچّه‌‏ها هم وا نمى‌‏شد

 آن شب به كام دهر مُهر اُسكتُوا بود
 آن شب، شب دفن اُميد و آرزو بود

 لحظه‌براى مرتضى چون سال مى‏‌شد
 احمد مهيّا بهر استقبال مى‏‌شد

 تنها صداى آب مى‏‌آمد در آن شب
 حيدر بناى قبر خود مى‏‌زد در آن شب

 دست على از بازوى نيلى خبر داد
 از زخم بازو ناله‏‌ى جانسوز سرداد

 از غُصّه با اشكش چو نقش لاله مى‏‌زد
 شرمنده از پهلوى زهرا ناله مى‌‏زد

 طفلان پربسته به دندان پرگرفتند
 همرنگ بابا ناله را از سر گرفتند

 اى واى پيش كودكان مادر كفن شد
 مادر چه گويم روح مولا در كفن شد

 قرآن به دوش خود خداى صبر مى‌‏بُرد 
 با پاى خود خود را به سوى قبر مى‌‏بُرد

 تابوت سرخ يك كبوتر ديدنى بود
 تشييع هجده ساله مادر ديدنى بود
 
 حيدر به دستش گوهرى را خاك مى‏‌كرد
 مقداد چشم مُجتبى را پاك مى‏‌كرد


 محمد سهرابى
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل