نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد
از عایشه نقل شده است که گفت: حسین(ع) در حالی که به پیامبر(ص) وحی نازل میشد، به محضر وی در آمده و خود را روی او انداخت و از پشت او بالا رفت. جبرئیل گفت: «یا رسول الله! او را دوست می داری؟» فرمود: «چرا پسرم را دوست نداشته باشم؟» جبرئیل گفت: «امت تو بعد از تو، او را خواهند کشت.» جبرئیل دست خود را دراز کرد و مقداری خاک سفید به او داده و گفت: «در این سرزمین، این پسر تو کشته میشود و اسم این سرزمین، “طف” است.» و چون جبرئیل از نزد پیامبر رفت، پیامبر از خانه خارج شد و در حالیکه آن خاک را در دست گرفته بود و میگریست فرمود: «عایشه! جبرئیل به من خبر داد امتم پس از من، فریب خورده و پسرم حسین را در سرزمین طف خواهند کشت.» سپس در حالی که گریه میکرد به طرف اصحاب خود (که در میان آنان علی، ابوبکر، عمر، حذیفه، عمار و ابوذر بودند) رفت. آنان عرض کردند: یا رسول الله! چرا گریه میکنید؟ فرمود: «جبرئیل به من خبر داد پسرم حسین بعد از من در سرزمین طف به شهادت میرسد و این خاک را به من داده و گفت: در همان جا به خاک سپرده خواهد شد.» منبع مجمع الزوائد، هیثمی، ج ۹، ص ۱۸۷ آدرس سایت مقتل: https://maghtal.org
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد