سنگ صبور
اى تكيه گاه شانهى بى ياورم مرو
اى بوسهگاه زخمى بال و پرم مرو
بر زندگى سادهى نه ساله رحم كن
من التماس مىكنمت همسرم مرو
روزِ مرا چو چادر خاكى سيه مكن
اى قبلهگاه نور بيا از حرم مرو
دستم به دامنت قسمم را قبول كن
زهرا به حق اشك دو چشم ترم مرو
خيبر شكن ببين كه به زانو درآمده
بى تو غريب مىشوم اى لشگرم مرو
باور نمىكنى كه بدون تو بى كسم
كى مىشود جدايى تو باورم مرو
سنگ صبور من بروى بهر درد دل
سر تا كمر به چاه فرو مىبرم مرو
«تبت يداه» آنكه ز ساقه تو را شكست
ياس كبود من گل نيلوفرم مرو
زينب شبى لبش در گوشت نهاد و گفت
كردم دعا كه خوب شوى مادرم مرو
(شاعر: قاسم نعمتى)
هنوز نظری ثبت نشده