حرف ابتداء
هر گلى را فاطمه صاحب عزايش مىشود
ليك بانى عزاى او خدايش مىشود
فاطمه ظرف نزول وحى بر پيغمبر است
اين مقام اوست، پيغمبر فدايش مىشود
فاطميه آمد و بار دگر دلها شكست
جان فداى آن دلى كه همنوايش مىشود
هر دلى سوزد به راه او چو باب خانهاش
گرچه خاكستر شود دارالشفايش مىشود
فاطميه با عمل درس شهادت مىدهد
پهلوى بشكسته حرف ابتدايش مىشود
هر كه مستى با مِى ساقىِ كوثر مىكند
بين ديوار و در ميخانه جايش مىشود
ديدن روى على با چشم نيلى ممكن است
هر كه سيلى خورد مشمول دعايش مىشود
جواد حيدرى
هنوز نظری ثبت نشده