نصب اپلیکیشن نوا

بوسيدن زير گلو هنگام وداع

بوسيدن زير گلو هنگام وداع

حضرت زينب عليهاالسلام از برادر دل نمى کند. فجعلت تقبّل يَديه و رِجلَيه پس پاها و دست هاى برادر را بوسيد. ساير بانوان حرم نيز دور آن حضرت را گرفته بودند دستهاى او را مى بوسيدند و گريه مى کردند.
امام آنها را آرام کرد و به خيمه ها برگردانيد. و َاَمرَّ يده على صَدرها و سَکنَها من الجَزع. «سرانجام، امام حسين عليه السلامدستش را بر سينه ى خواهرش زينب عليهاالسلام کشيد، زينب عليهاالسلامآرام گرفت و ديگر بى قرارى نکرد. (1)
در بعضى از مقاتل آمده است؛ وقتى امام حسين عليه السلامچند قدمى از خيمه ها دور شد، حضرت زينب عليهاالسلامبيرون آمد و برادر را صدا زد: «برادرم لحظه اى درنگ کن تا وصيّت مادرم فاطمه عليهاالسلام را نسبت به تو بجا آورم.»
امام عليه السلام توقف کرد و فرمود: آن وصيّت چيست؟
زينب عليهاالسلام عرض کرد: مادر به من وصيّت فرمود: هنگامى که نورچشمم حسين را روانه ى ميدان براى جنگ با دشمن کردى، عوض من گلوى او را ببوس، آنگاه زينب عليهاالسلام گلوى برادرش را بوسيد و به خيمه بازگشت. (2)

****
اصابت تير سه شعبه به سينه ى مبارک حضرت

بعد از مدتى که امام عليه السلام جنگ نمود و هيچ کس قدرت مقابله با آن حضرت را نداشت، امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
حَتّى اصابهُ اثنان و سَبعون جَراحة فَوَقف يستَريحُ ساعةً و قد ضَعف عن القِتال فَبَينا هو واقف اذا أَتاه حجر فَوَقع على جبهتِه... .
«بيش از هفتاد و دو زخم بر پيکر حضرت وارد نمودند، امام عليه السلام خسته شدند، لحظه اى براى استراحت ايستادند، ملعونى سنگى پرتاب کرد و پيشانى مبارک حضرت را شکست... .»
اَخَذَ الثوب لِيَمْسَح الدّم عن جبهته الشَّريف. (3)
پس از اصابت سنگ به پيشانى امام عليه السلام حضرت پيراهن را بالا زدند تا خون پيشانى را پاک کنند در اين لحظه قلب مبارکشان نمايان گشت، حرمله تير سه شعبه اى به سمت حضرت رها نمود.
فَاَتاهُ سَهم مَسمومٌ لَهُ ثَلاث شُعبِ فَوَقَعَ على قلبه.
پس تير سه شعبه مسمومى به قلب حضرت اصابت نمود.
فَقالَ: بسم اللّه و بالله و على مِلة رسول اللّه... .
ثُمَّ اَخَذَ السَّهم فاخرَجهُ من وراء ظهرِه فانبعث الدَّم کانه ميرابٌ فضعفَ عن القتال...
آنگاه حضرت، تير را گرفت تا از سينه بيرون بکشد ممکن نشد، از پشت تير را از قلب بيرون کشيد و خون مانند ناودان جارى گرديد و ضعف شديدى متوجه حضرت گشت.
حضرت در اين حال، خونها را در مشت مى گرفت و به سر و روى خود مى پاشيد و مى گفت: دوست مى دارم خدايم را در حالى که محاسنم به خونم خضاب شده ملاقات نمايم. (4)

____________________
1- مهيّج الاحزان ص 526، سوگنامه‏ ى آل محمد صلى ‏الله‏ عليه ‏و‏آله ص 142.

2- تذكره ‏الشهداء ج 2 ص 74.

3- اللهوف ص 130 و 165، نفس المهموم ص 357.

4- شرح شمع، على ثمرى، ص 231.
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل