نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد
برزخ زوار امام حسین علیهالسلام شیخ احمد معرفت واعظ متقی اهل بیت عصمت، در مورد برزخ زوار امام حسین علیهالسلام نقل نمود، یکی از مراجع تقلید نقل کرد یکی از علما نجف اشرف که یک شخصیت علمیست، ایشان مقید بود هر هفته حرکت میکرده و به کربلا میرفته روزهای پنجشنبه که حوزه تعطیل میشد. صبح که نماز میخواند پیاده از راه خانه که یک راه کویری بود تقریبا سیزده فرسخ هست میآمد کربلا برای زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) و بعد بر میگشت. به او گفتند: آقا شما دیگر پیر شدهاید ناتوان گردیدهاید سرما گرما حرکت میکنید میروید کربلا. آخر آن هم پیاده، پس سواره بروید زیرا برای شما زحمت است. ایشان فرمودند: واقعش آن وقتی که چیزی ندیده بودم میرفتم، حالا که چیزها هم دیدم نروم. گفتند: چه دیدی؟ فرمود: یک سال تابستان هوا خیلی گرم بود، نماز صبح را خواندم. رسم این بود که یک مقدار غذا، یک کوزه آب، یک عصا که غذا را به آن میبستم و با کوزه آب میگذاشتم سر عصا و عصا را میانداختم سر شانه و راه میافتادم. قدری که از نجف بیرون آمدم در آن هوا قلب الاثر تشنه شدم گفتم از این آبها بخورم اما حیفم آمد. دیدم یک کوزه بیشتر آب نیست. به راه افتادم، هوا خیلی گرم بود یک مقدار دیگر راه آمدم کمکم آفتاب بالای سرم آمد دیدم دیگر نمیتوانم تحمل کنم گفتم: مقداری از این آبها بخورم عصا را برگرداندم کوزه را برداشتم نگاه کردم دیدم تمام آبها بخار شده رفته هوا یک قطره آب هم توی کوزه نیست. و من تشنه وسط بیابان. دیگر نفهمیدم چه شد چشمهایم سیاهی رفت خوردم زمین از هوش رفتم. در حالی بودم نمیدانم یک وقت دیدم نسیم خنکی به صورتم خورد چشمهایم را باز کردم دیدم باغ و گلستان و درختها و نهرهای جاری به به چقدر عالی اینجا کجاست؟ این درختها چیست؟ این نهرهای جاری چیست؟ این آدمهای خوشرو و زیبا و تو دل برو چه کسانی هستند؟ از جای خودم بلند شدم کوزه هم دستم بود ولی خشک و آب داخل آن نبود. آمدم به این آقایانی که تشریف داشتند گفتم: آقا اینجا کجاست؟ من بین نجف و کربلا این تشکیلات را ندیده بودم؟ گفتند: «حالا آب را بخور تشنه هستی کوزهات را هم پر کن چون به دردت میخورد بعد ما به شما میگوییم کجا هستی.» وقتی از آب خوردم عجب آبی این چه آبی است؟! چقدر لذیذ چقدر عالی. کوزه ام را پر کردم سر حال شده آمدم جلو. گفتم : خوب آقایان اینجا کجاست؟ گفتند: «اینجا عالم برزخ زوار قبر آقا امام حسین(ع) است.» یعنی آنهایی که حساب با امام حسین(ع) باز کردند عالم برزخ ایشان اینجاست. یک وقت دیدم باد گرم به صورتم خورد چشمهایم را باز کردم دیدم همان وسط صحرای نجف هستم و هیچ اثری از آن درختها و باغها نیست و فقط آنچه که هست کوزه پر از آب است اما از آن آبها. گفت: «حالا منی که به چشمم این چیزها را دیده حالا دیگر زیارت آقایم امام حسین را ترک کنم؟!!» منبع کرامات الحسینیه، شیخ علی میرخلف زاده، ص ۲۷۴ آدرس سایت مقتل: https://maghtal.org
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد