هنگامی که امیرالمومنین صلواتالله علیه را، بعد از آن واقعه هجوم دردناک به مسجد کشاندند، حضرت در جایی توقف نموده و با جملاتی جمعیت حاضر را سرزنش کرده و در ضمن آن خطبه فرمودند:
فَلَيتَ اِبنُ أَبِيطالِب مَاتَ قَبلَ يَومه، فَلَا يَرَى الكَفرَةَ الفَجَرة قَد ازدَحَمُوا عَلى ظُلمِ الطَّاهرةِ البَرَّة، فَتَبًّا تَبًّا، و سحقاً سحقاً، ذلكَ أمرٌ إلَى اللّهِ مَرجعُهُ، و إلَى رسولِ اللّه صلّى اللّه عليه و آله مَدفعُه
كاش پسر ابىطالب پيش از اين روز مُرده بود و نمى ديد كه كفّار و فجّار #هجوم بياورند و ازدحام كنند بر ظلم و ستم كردن در حقّ فاطمهاى كه پاكيزه و نيكوكار است؛ خدا ايشان را هلاك كند، و ملازم خسران قرار دهد، و دور گرداند آنها را از رحمت خود، اين كارى كه كردند بازگشت آن بسوى خداست، و دفاع آن با رسول خدا صلّىاللّه عليه و آله است...
فَقَد عَزَّ عَلَى اِبنِ أَبيطَالب أَنْ يَسوَدَّ مَتنُ فاطمةَ ضَرباً، و قَد عُرِفَ مقامُه، و شُوهِدَت أَيّامُه
بسيار دشوار است بر پسر ابىطالب كه پُشت فاطمه سلامالله علیها، از شدت ضرب و شتم سياه شود، و حال آنكه از پيش مقام او شناخته شده بود، و روزهاى عزّت و عظمت او ديده شده بود.
__________________________________
الجنة العاصمة، صفحه ٢٥٢
هنوز نظری ثبت نشده