نصب اپلیکیشن نوا

انسية الحورا

انسية الحورا

شبنم‌‏ترين تبلور ختم رسل تويى
نازك‌ترين لب لبه‏‌ى برگ گل تويى

حتى نسيم پيش تو ظاهر نمى‏‌شود
از جاده‏‌ى كنار تو عابر نمی‌شود

تلفيق پاك حورى و انسان خودِ تويى
زيباترين سروده‏‌ى ديوان خودِ تويى

انسيه‌‏اى، لطافت حورا گرفته‏‌اى
حوريه‏‌اى و روى زمين جا گرفته‏‌اى

گلبرگ اگر عبور كند از مقابلت
ردّ نزول نقش زند بر شمايلت

حتى فرشته هم به سبك‌بالى تو نيست
عُمر شكوفه نيز به كم سالى تو نيست

اوج لطافتى، دل از احساس می‌بری
با اين وجود دست به دستاس می‌بری

بايد حرير روشن آئينه سر كُنى
شايسته نيست چادر پشمينه سر كنى

اوج ظرافتيد در اين شيشه‏‌ى بلور
انسيه طينتيد ولى از تبار حور

روى حُباب آب كه شُرشُر نمی‌زنند
بر شيشه‌‏ى بلور، تلنگر نمی‌زنند

آن روز شور آمدنت عطر حور داشت
از كوچه‏‌هاى تنگ، فرشته عبور داشت

باران اشك شوق ز چشمت روانه بود
آيه به دست، شأن نزولش به خانه بود

دستى به دست يك پسر چند ساله بود
در دست ديگرت دو سه برگ از قباله بود

طوفان گرفت و شيشه‌‏ى عُمرت شكسته شد
نامرد زاده آمد و راه تو بسته شد
 
آن شيشه‏‌ى سپيد بلورى كبود شد
قرص شعاع صورت حورى كبود شد


(شاعر:سعيد توفيقى)
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل