آشناتر
زمانى با تو بودم آشناتر
به درگاه عطاى تو گداتر
چنين آلودهى دنيا نبودم
كه بودم در حضورت با حياتر
ندارم آنكه عيبم را بگويد
نگردم تا به غفلت مبتلاتر
زمانى جبهه بود وخيمههايش
نديدم ز آن زمانه باصفاتر
دو كوهه شاهد اين گفته باشد
سحرها با تو بودم همنواتر
چه مىكردند ياران سحر خيز
كه مىگشتند پاك و باصفاتر
ندانستيم قدر لحظهها را
كه مىگشتيم از دنيا رهاتر
به «يا زهرا» توسل مىنموديم
كه باشد از همه مشكل گشاتر
تو را بايد كنار سجدهها جُست
ميان گريههاى بى صداتر
اگر در هر دو عالم هم بگردم
نخواهم يافت از تو باوفاتر
دعايت گر نصيب ما نباشد
دل ما سائل زهرا نباشد
(شاعر: جواد حيدرى)
هنوز نظری ثبت نشده