یک کاروان دل، همره دلبر رسیده
احسان محسنیفرپسندیدن0
بازدید1K
یک کاروان دل، همره دلبر رسیده
زینب بیا که منزل آخر رسیده
یاران فرود آئید، این وادی طور است
وعده ز سوی حضرت داور رسیده
اینجا زیارتخانۀ پیغمبران است
هر مرسلی اینجا مقرّبتر رسیده
قبل از تمام کاروان هاشمیها
کرب و بلا شاهد بود مادر رسیده
اینجا فرات از چهار جانب موج دارد
از چه جواب العطش، خنجر رسیده؟
کودک که میگرید جوابش کعب نی نیست
اینجا تمام حوصلهها سر رسیده
هرکس که عقده داشت از صفین و خیبر
بر قطعهقطعه کردن اکبر رسیده
آهنگران شهر را آرام سازید
تازه به خواب ناز، علیاصغر رسیده
زنهای کوفه خود مگر پوشش ندارند
که بانوان را غصۀ معجر رسیده
هرکس به اهلش وعدۀ سوغات داده
اینجا برای بردن زیور رسیده
از این همه خلخال و زیور که مهیاست
یک ساربان چشمش به انگشتر رسیده
آرام باش آّب فرات؛ ای مهر زهرا
با فاطمیون مرد آبآور رسیده