یک اربعین، به نیــزه ســر یـار دیدهام
مجید لشگریپسندیدن0
بازدید1K
یک اربعین، به نیــزه ســر یـار دیدهام
یک اربعین، چو شمع به پایش چکیدهام
یک اربعین، به ضربۀ شلّاق ساربان
بر روی خــارهای مغــیلان دویدهام
یک اربعین، تمام تنم درد میکند
با ضـرب تـازیانه ز جـایم پریدهام
یک اربعین، رقیّۀ تو مُرد از غمت
اکنون بدون او به کنارت رسیـدهام
یک اربعین، به شام و به کوفه حماسهها
با خطــبههای حیــدریام آفـریدهام
یک اربعین، ز چوبۀ محمل سرم شکست
همچـون پـدر ببیـن تـو جبینِ دریــدهام
یک اربعین، کنار عدو، وای! وای! وای!
بس جورِ طعنههای فراوان کشیدهام
یک اربعین، به ضربۀ سیلی ببین حسین
رویم کبود گشته و قامــت خمیــدهام