یاس خوشبویی به روی یاسمن افتاده است
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید1K
یاس خوشبویی به روی یاسمن افتاده است
باز بین عرشیان ذکر نزن افتاده است
رفته تا بوسه دهد بر دست اربابش اگر
روی انگشتر عقیقی از یمن افتاده است
لب دو تا، صورت دوتا، اعضای این پیکر دوتا
تیغ در فکر نبرد تن به تن افتاده است
نیزهها گفتند دیگر نوبت قلب عموست
قلب عبدالله دیگر از دهن افتاده است
خاک خوشبوی مدینه یا که عطر کربلاست
روی جسم این حسینی حسن افتاده است
جیبی و کوچک ولی با خط غمناک حسن
پاره قرآنی کنار پیرهن افتاده است
جسم عبدالله آویزان شده بر جسم تو
حرمله قطعاً به فکر دوختن افتاده است