یا سواره میرسید بال و پرم را میگرفت
علیرضا خاکساریپسندیدن0
بازدید20
یا سواره میرسید بال و پرم را میگرفت یا پیاده میرسید دور و برم را میگرفت سوزش موی سرم بابا طبیعی گشته است میرسید از پشت سر موی سرم را میگرفت از سر لج بازیاش... تا گریه ام درآورد گاه پس میداد و گاهی -چادرم را- میگرفت محض سوغاتی برای دخترش با یک تشر هم النگوها و هم انگشترم را میگرفت در نمیآورد ز گوشم گوشواره، میکشید آن قدَر که خون تمام معجرم را میگرفت آن لگدهایی که میزد مینشست برصورتم قدرت بینایی چشم ترم را میگرفت