گفتند و نوشتند، حرم، خانهی ما را
رضا باقریانپسندیدن0
بازدید200+
گفتند و نوشتند، حرم، خانهی ما را پر کرده خدا سینهی فرزانهی ما را از شَهدِ شهادت دو سه پیمانهی ما را دیدند همه غیرتِ مردانهی ما را این سیلی و این ضربت جانانهی ما را این هیبت و این نعرهی مستانهی ما را صِیهون نه عجب گر که ز دستش سِپر افتاد با آلِ علی هر که در افتاد وَر افتاد ما مرد نبردیم چو طوفان بخروشیم فرمانده که فرمان بدهد ما همه گوشیم رو در روی هر خُدعهی ابلیس به هوشیم ما دشمن اسرائیل و این قوم وُحوشیم با ذکر علی پیروهن رزم بپوشیم ایرانِ قوی را نه، به گندم نفروشیم اَمنیَّت ظالم همه جا در خطر افتاد با آلِ علی هر که در افتاد وَر افتاد مائیم در ایران همه فرزندِ خمینی با ماست در این معرکه سربندِ خمینی گفته است از ایران و از آینده، خمینی هستیم همه تشنهی لبخندِ خمینی کِی در دل میدان شده بازنده خمینی!؟ لا حَولَ وَلا، بود اگر زنده خمینی... میدید یهود است که به درد سر افتاد با آلِ علی هر که در افتاد وَر افتاد این غیرت ایرانیِ ما رفته به حیدر برگشته علی با دو دمِ تیغ به خیبر حیفا و تِلاویو شده با خاک برابر پا را اگر از این بگذارند فراتر قطعاً برسد کار دو ملعون به آخر این اول راه است، به قرآن و پیمبر بر گردنِ دشمن ردِ ضربِ تبر افتاد با آلِ علی هر که در افتاد وَر افتاد سید علیِ خامنه ای تاج سرِ ماست یادش همه جا در همه شب در نظرِ ماست فریاد زدیم حضرت آقا پدرِ ماست از پا نَنِشستیم نه، وقت خطرِ ماست مَرحَب کُشیِ ما به خدا که هنرِ ماست در معرکه ایمان و شهادت سِپرِ ماست از پیکرِ آن دشمنِ قَداّره سر افتاد با آلِ علی هر که در افتاد وَر افتاد از هیمنهی شیعهی حیدر بهراسید از قاسم و از مالک اشتر بهراسید از خشمِ به جا ماندهی رهبر بهراسید ای قوم یهود از دمِ خیبر بهراسید ایرانی ام، ای قوم ستمگر بهراسید از قدرت و ایمانِ قلندر بهراسید این اَزرَقِ شام است که از پا دگر افتاد با آلِ علی هر که در افتاد وَر افتاد از موشکِ خیبرشکن اِی ایل بترسید از قدرت بازوی اَبابیل بترسد موسی به ظهور آمده، از نیل بترسید وَ از غضبِ حضرتِ جبریل بترسد از غُرّشِ کوبندهی سِجیّل بترسید باران که به موشک شده تبدیل، بترسید با موشک سِجّیل به حیفا شرر افتاد با آلِ علی هر که در افتاد وَر افتاد