گرفتهاند ز روی تو انشعاب زیاد
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید1K
گرفتهاند ز روی تو انشعاب زیاد
که ماه بودن تو داشت بازتاب زیاد
اگر به سن اباالفضل میرسیدی تو
یقین به سینه نمیزد دگر رباب زیاد
همین که شیر به او میدهی بس است رباب
نده به کودک خود بعد شیر آب زیاد
برای خاطر شش ماه بعد در سر ظهر
ببر علی خودت را به آفتاب زیاد
بگیر سختتر آمادهی نبردش کن
مده علی خودت را به سینه تاب زیاد
خلاصه اینکه به شش ماه دل بکن از او
خلاصه اینکه نکن روی او حساب زیاد
***
شبیه حرف بدی کز دهان درآمده است
دریغ و درد که تیر از کمان درآمده است
برای اهل حرم حاوی پیام بدی است
که گاهوارۀ تو از تکان درآمده است
یقین به علت زیر گلوی چون ماهت
هزار حرمله هم از گمان درآمده است
سرت به واسطه تکیۀ سه شعبۀ تیر
چه سربلند از این امتحان درآمده است
چنان رها شده که غیر بچههای حرم
صدای همهمۀ دشمنان درآمده است
سه شعبه چیست، سه شعبه سه خنجر تیز است
که زهر خورده، سپس از دکان درآمده است
سه شعبه ... آه ... نه بگذار تا خیال کنم
ز حنجر تو سه تا استخوان درآمده است