گرفتم این که به صبح آفتاب برگردد
محمد سهرابیپسندیدن0
بازدید1K
گرفتم این که به صبح آفتاب برگردد
علی چگونه به چنگ رباب برگردد
حکایتی است که از شیرخوار ما سر زد
کسی سپید بیاید خضاب برگردد
نه التفات سپهر و نه موج رود، مگو
که آبروی فرات و سحاب برگردد
دوباره خندۀ آن غنچه میبرد ما را
اگر دو مرتبه در گل گلاب برگردد
بسوز منبر و پاسخ به گردنم انداز
حسین خطبه بخواند، مُجاب برگردد؟!
دو پلک وقفه، دو خمیازۀ قدم در راه
حسین آید و گه با شتاب برگردد
عجب مبایعهای با خدا نوشت حسین
که روز حشر ز مردم حساب برگردد
فسانه نیست که تحقیق کردهام این را
که لاله تشنه به باغ آید آب برگردد
بیار معنی نازک به یاد مه رویی
که ذرّه از در او آفتاب برگردد