کیست آقام، شاه ذوالمنن است
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید100+
کیست آقام، شاه ذوالمنن است به همه گفتهام که عشق من است بنویسید روی بابِ نجف کنیهی مرتضی ابوالحسن است او فقط صاحب کرمخانه است سفره دارِ تمام پنج تن است ناقهی اُمّ فتنه را پی کرد پسرِ کعبه زاده، بت شکن است خطبه میخواند عین ِ پیغمبر از همان کودکی چه خوش سخن است با وجودیکه بیحرم شده است صاحبِ این همه گدا حسن است مظهر ِ اسم ِ یا کریم ِ خداست او بزرگِ همه بنی الزهراست جلوات خدا نماست حسن اولین شبهِ مصطفاست حسن شیر خورده ز سینهی زهرا مَحرَمِ عصمتِ خداست حسن پسرِ ارشدِ امیرِ نجف شاهِ ما بعدِ مرتضاست حسن همه حاجت روا روید امشب دستهایش گره گشاست حسن در دو دنیا نگاهِ قاسمِ او چاره سازِ امورِ ماست حسن ظاهراً در مدینه بیحرم است مالکِ کُلِّ کربلاست حسن بیجهت نیست پرچمش بالاست حسنی کیست؟! سیدالشهداست حلم دارد به وسعت عالم در کرم دست بوسِ او حاتم گیسوانِ سپید ِ او دارد خاطراتی ز روزهای غم ای بمیرم چه زود پیر شده روزگارش گذشته با ماتم قاتلش گشته کوچهای باریک کوچهای تنگ و پُر ز پیچ و خم دست در دست مادرش میرفت آمد از روبرو یکی کمکم جلو آمد دو سه قدم نامرد مادرش رفت عقب یکی دو قدم ماندهام من چه نسبتی دارد رویِ حوریه سیلی ِ محکم صورتی که تمام عصمت بود غرقِ خون شد به دست نامَحرم یک طرف دست و یک طرف دیوار چهره از آن به بعد شد درهم تا قیامت برای ما بد شد پا به چادر گذاشت و رد شد