نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

کودکان لب تشنه هستند و غم و آهت عباس رشید من دست حق به همراهت برو به سمت فرات علمدار راه دین آبی کن فراهم اِی پسرِ امّ بنین سقای کربلا... خارج از شریعه شد با مَشکش ابوفاضل شد عالم ازین ماتم محزون و شکسته دل خورده چون به دیده اش در آن لحظه تیرِ کین ملعونی زد به سرش یک عمود آهنین سقای کربلا... شعر و سبک امیر عباسی
هنوز نظری ثبت نشده