که باشد در شدائد همدم دل؟
عباسعلی نگارندهپسندیدن0
بازدید1K
که باشد در شدائد همدم دل؟
به جز جانان که باشد محرم دل؟
امید وصل چون آبى بر آتش
کند تأثیر در آه و دم دل
ولیکن داغ را درمان نباشد
ندارد داغدیده، مرهم دل
نماید خون دل از دیده جارى
نشاند دیده را در ماتم دل
دل زینب چنین مىبود و مىسوخت
ز چندین داغ و یک دنیا، غم دل
عجب! دریادلى، الحق که بودش
هزاران کشتى غم در یم دل
شکیباتر ز ایّوب و ز یعقوب
خداى صبر شد در عالم دل
فرو مىریخت اشک از دیده چون سیل
چو بود آغشته با خون، پرچم دل
غبار از چهرۀ اسلام مىشست
به آن آب زلال زمزم دل
«نگارنده»! دل آن جا کن روانه
که مىریزند خون در مقدم دل