کمتر کسیست در غم من انجمن کند
جواد هاشمی (تربت)پسندیدن0
بازدید8
کمتر کسیست در غم من انجمن کند از من سخن بیاورد، از من سخن کند «دلهای جمع را کند آشفته یاد من راضی نمیشوم که کسی یاد من کند» یاد آورم ز قاسم و عبّاس و اکبرم چشمم نظر چو بر گل و سرو و سمن کند غوغای کربلا، غم کوفه، حدیث شام جان بر لبم رسانَد و خون، قلب من کند ما را خرابه، جای شد و هیچ کس نگفت: باید که لاله جلوه به صحن چمن کند از بازگشتمان به مدینه کنایتیست هر کاروانِ خسته که رو در وطن کند بار مرا اگر چه اجل بسته است و باز خوش روبهرو مرا به حسین و حسن کند، شرمنده ی محبّت زینب شوم که آه! باید دوباره جامه ی ماتم به تن کند وقتی کفن برای من آماده میشود او باز گریه بر بدن بیکفن کند