کسی بدون دلیل از صدا نمیافتد
قاسم نعمتیپسندیدن0
بازدید1.1K
کسی بدون دلیل از صدا نمیافتد لب کلیم ز سوز دعا نمیافتد کریم در غل و زنجیر هم کریم بُود به دست بسته شده، از عطا نمیافتد اگرچه خاک نشسته به روی لبهایت عقیق، پا بخورد از بها نمیافتد مگرچه گفته به تو این زبان دراز یهود؟ همیشه از دهنش ناسزا نمیافتد چه آمده به سرت پنجه میکشی برخاک؟ به هر نفس، لب تو از ندا نمیافتد به سینهای که لگد خورد پشت در سوگند بدون درد سر این ساق، جا نمیافتد کسی که در تن او پیرهن شده پاره به یاد بیکفن کربلا نمیافتد تو گیر یک نفر افتادهای چنین شدهای تن تو در گذر گرگها نمیافتد پس از سه روز تو را عدهای کفن کردند سر بریدهی تو زیر پا نمیافتد سنان و شمر به هم با اشاره میگفتند مگر که نیزه نخورده ؟ چرا نمیافتد ؟