کاشکی میشد تو مناجات کنارِ آقام بشینم
حسین ایمانی(سحراشک)پسندیدن1
بازدید200+
کاشکی میشد تو مناجات کنارِ آقام بشینم شایدم اینجا نشسته من نمیتونم ببینم کاشکی میشد با صدایِ الهی العفوِ آقا بارونی شِه تویِ هیأت چشمایِ این گریهکنها کاش میشد با دمِ یارب یاربِ مهدی بسوزیم رویِ منبر روضه میخوند تا ما چشم بهش بدوزیم میرسید با یه مناجات رو به قبلهگاهِ حاجات یوسفِ فاطمیون به روضهیِ مادرِ سادات از مادر میگفت و میذاشت پاشو تو شهرِ مدینه تا بگیره انتقامِ لگد و سیلیِ کینه برایِ قصاصِ یاسی که تویِ کوچهها پژمرد نعره میزد یاعلی و تیغِ حیدروُ میآورد آخه دستایِ باباشو کینهیِ مدینه بسته صورتِ مادر نیلیه دنده و پهلو شیکسته عمو مجتباش گذاشته از غما صورت به دیوار شاهِ کربلا میگه از غمِ مادر با علمدار یا اباالفضلی بگو و برو تا مدینه آقا دلِ زهرا که آروم شد پا بذار تو صحنِ سقّا همراهِ سینهزنایِ شاهِ احساس و گلِ یاس روضهیِ مشکو بخون با گریه رو به کفُّالعبّاس با حسین و ابوفاضل با علی و خودِ آقا برایِ به حق رسیدن ذکرِ لبهامه یازهرا مادرم زهرا یا زهرا /۴/ sehreashk@