کاروان چون شهود پیدا کرد
مهدی رحیمی (زمستان)پسندیدن0
بازدید1K
کاروان چون شهود پیدا کرد
به حقیقت ورود پیدا کرد
هر کسی رفت در پی سِمَتَش
پس اباالفضل رود پیدا کرد
تا علم گردد این همه خیمه
علیاکبر عمود پیدا کرد
دور از چشم دیگران قاسم
زره و اسب و خود پیدا کرد
دوش بر دوش تا عمو عباس
هی رقیه صعود پیدا کرد
بادی آمد کنار رفت عبا
علیاصغر نمود پیدا کرد
بادی آمد ولی حسینش را
زینب این بار زود پیدا کرد
پیرهن را به خیمه و در اصل
کفنی را که بود پیدا کرد
تا برادر کمی درنگ کند
دیر میخواست ... زود پیدا کرد
تکهای را ولی غروب دهم
آن طرف بین دود پیدا کرد
گشت و در دشت از تن ارباب
هر چه را که نبود پیدا کرد
آنچه را در رکوع علی بخشید
ساربان در سجود پیدا کرد