چون لحظهها طی میشود با آلِ حیدر
مهدی قربانیپسندیدن0
بازدید89
چون لحظهها طی میشود با آلِ حیدر واجب شده سجده کنم رو بر همین در شُکر خدا هر شب بهانه دستِ ما هست از برکت و شأنِ نزول و قدرِ کوثر من استخاره کردم و دیدم که آمد اینجا گدایی بهتر است از چیزِ دیگر باید که پشتِ هم شرابِ عشق نوشید وقتی مرادِ دل شود اوصافِ اکبر با او چه عطرآگین شده دنیایِ ارباب عطری که یک روزش شده صد سالِ قمصر جبریل هم در اشتباه افتاده گاهاً... از بس که او دارد شباهت با پیمبر گهواره شد دستِ عمویش روزِ اول گوید حسن هِی پشتِ هم الله اکبر باید گدایِ خانهٔ افلاکیان شد تا سربلندِ کوچه هایِ خاکیان شد تا آنکه لبخندی از این نوزاد دیدند حور و مٙلٙک بابایِ او را شاد دیدند وقتی ملائک آمدند از عرش پایین خود را مُقیمِ شهرِ عشق آباد دیدند هنگامهٔ عرضِ سلام و عرضِ تبریک ارباب را وقتی صِله میداد دیدند در لحظه هایِ رو نماییِ مُجدد آنجا قُمارِ عشق را آزاد دیدند اِبنُ الحسین است و در این جا هم ملائک... چون فطرس او را بابِ استمداد دیدند بر بامِ خانه چون موذن های مسجد جبریل را مشغولِ این فریاد دیدند... ای عاشقان دلدادگی از سَر بگیرید یک بوسه از قنداقهٔ اکبر بگیرید او کیست، آری او خودش یک مصطفی بود یک آسمان از کهکشانِ مرتضی بود تقدیر بوده قبلِ بابا پٙر بگیرد ورنه که شایسته به اَسرارِ خدا بود حتما که باید انبیا دورَش بگردند وقتی مقامِ او جوانِ کربلا بود او آیت اللهِ معظم بود آری او لایقِ تصدیقِ قولِ لا فتیٰ... بود وقتی که گفتی لافتیٰ الّا علی، پس... اکبر خودش فرماندهٔ کلِ قوا بود شأنِ علی اکبر نه این است و نه آن است مداحِ وصفش هم فقط ذاتِ خدا بود او را بخوان غوغاترینِ خانواده اربابِ عالم شد، همین ارباب زاده