چون ز کار قتل شه پرداختند
آیتی بیرجندیپسندیدن0
بازدید1K
چون ز کار قتل شه پرداختند
سوی خرگاهش به غارت تاختند
حمله بردند از سر خیرهسری
جُسته سبقت هر یکی بر دیگری،
سوی خرگاهی که زلف حور عین
بُد طنابش، خادمش «روحالامین»
خیمهای کز عرش و کرسی کم نبود
وندر آن جز قدسیان، مَحرم نبود
مُلک دین، بیافسر و بیتاج شد
وآنچه بُد در خیمهها، تاراج شد
الغرض؛ غارت شد آن اطهرخیام
کش ملائک داشت، پاس احترام
آتش جور و جفا افروختند
خیمهها آتش زدند و سوختند
تا که آتش، شعلهاش بالا گرفت
آسمان را دود «واویلا» گرفت
بانوان بنْهاده روی اندر فرار
در بیابانها به روی سنگ و خار
چون کبوتر کش بسوزند آشیان
در بیابان، کودکان، بیخانمان
بانگ «واجدّاه» و «وابوالقاسماه»
بر شده از دشت و هامون تا به ماه